صَفَنیا 2:15 - هزارۀ نو15 این است شهر شادمانی که در امنیت میزیست، و با خود میگفت: «من هستم و جز من نیست.» حال، چگونه ویران شده و استراحتگاه جانوران گشته است! هر که از آن میگذرد، انگشت به دهان مانده، سر خویش تکان خواهد داد. Veja o CapítuloPersian Old Version15 این است شهر فرحناک که در اطمینان ساکن میبود و در دل خود میگفت: «من هستم و غیر از من دیگری نیست؛ من هستم و غیر از من دیگری نیست.» چگونه خراب شد! خوابگاه حیوانات گردیده است! هرکه از آن عبور کند بر آن سخریه کرده، دست خود را خواهد جنبانید! Veja o Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر15 این شهر مستحکم که چنان در امنیت بود که با خود میگفت: «در تمام دنیا شهری مانند من وجود ندارد!» اکنون ویران شده، لانهٔ حیوانات خواهد گردید! هر که از آنجا بگذرد سر خود را از بهت و حیرت تکان خواهد داد. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید15 این شهر که موجب افتخار و محل رفاه و آسایش مردمش بود عاقبت به این سرنوشت دچار میگردد، مردم آن فکر میکردند که در تمام دنیا شهری مانند شهر آنها وجود ندارد. امّا سرانجام ویران و متروک میگردد و کُنام حیوانات وحشی میشود و هرکسی که از آنجا بگذرد، سر خود را تکان خواهد داد و حیرت خواهد کرد. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳15 این شهر که موجب افتخار و محل رفاه و آسایش مردمش بود، عاقبت به این سرنوشت دچار خواهد گشت. مردم آن فکر میکردند که در تمام دنیا شهری مانند شهر آنها وجود ندارد. امّا سرانجام ویران و متروک خواهد گردید و کُنام حیوانات وحشی خواهد شد و هرکسی که از آنجا بگذرد، سَرخود را تکان خواهد داد و حیرت خواهد کرد. Veja o Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده15 این است شهر فرحناک که در اطمینان ساکن میبود، و در دل خود میگفت: «من هستم و جز من، دیگری نیست!» حال، چگونه ویران شده است! خوابگاه حیوانات گردیده است! هر که از آن عبور کند، بر آن آه کشیده، مشت خود را خواهد جنبانید! Veja o Capítulo |