مَرقُس 10:46 - هزارۀ نو46 آنگاه به اَریحا آمدند. و چون عیسی با شاگردان خود و جمعیتی انبوه اَریحا را ترک میگفت، گدایی کور به نام بارتیمائوس، پسر تیمائوس، در کنار راه نشسته بود. Veja o CapítuloPersian Old Version46 و وارد اریحا شدند. و وقتی که او باشاگردان خود و جمعی کثیر از اریحا بیرون میرفت، بارتیمائوس کور، پسر تیماوس بر کناره راه نشسته، گدایی میکرد. Veja o Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر46 سپس به اریحا رسیدند. وقتی از شهر بیرون میرفتند، جمعیتی انبوه به دنبالشان به راه افتادند. در کنار راه، کوری به نام بارتیمائوس نشسته بود و گدایی میکرد. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید46 آنها به شهر اریحا رسیدند و وقتی عیسی به اتّفاق شاگردان خود و جمعیّت بزرگی از شهر بیرون میرفت، یک گدای نابینا به نام بارتیماؤس -پسر تیمائوس- در كنار راه نشسته بود. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳46 آنها به شهر اریحا رسیدند و وقتی عیسی به اتّفاق شاگردان خود و جمعیّت بزرگی از شهر بیرون میرفت، یک گدای نابینا به نام بارتیماؤس پسر تیمائوس در کنار راه نشسته بود. Veja o Capítuloکتاب مقدس به زبان بندری46 اُشُ به شهر اَریحا رسیدِن. وختی عیسی با شاگردُنِ خو و یه جماعت گِپی اَ اَریحا در شابو، یه گدایِ کور سر راه نِشتَه. نُم اُ گدا بارتیمائوسَ، که پُس تیمائوسَ. Veja o Capítulo |