پیدایش 30:16 - هزارۀ نو16 شامگاهان هنگامی که یعقوب از صحرا بازگشت، لیَه به استقبال او بیرون رفت و گفت: «به من درآی. زیرا تو را با مهرگیاه پسرم اجیر کردهام.» پس آن شب یعقوب با وی همبستر شد. Veja o CapítuloPersian Old Version16 ووقت عصر، چون یعقوب از صحرا میآمد، لیه به استقبال وی بیرون شده، گفت: «به من درآ، زیرا که تو را به مهرگیاه پسر خود اجیر کردم.» پس آنشب با وی همخواب شد. Veja o Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر16 آن روز عصر که یعقوب از صحرا برمیگشت، لیه به استقبال وی شتافت و گفت: «امشب باید با من بخوابی، زیرا تو را در مقابل مِهر گیاهی که پسرم یافته است، اجیر کردهام!» پس یعقوب آن شب با وی همبستر شد. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید16 وقت عصر بود. یعقوب از مزرعه میآمد. لیه به استقبال او رفت و گفت: «تو امشب باید با من بخوابی، زیرا من مِهر گیاه پسرم را برای اینكار دادهام.» پس آن شب یعقوب با او خوابید. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳16 وقتی هنگام غروب یعقوب از مزرعه برمیگشت، لیّه به استقبال او رفته گفت: «تو امشب باید با من بخوابی، زیرا من مِهرگیاه پسرم را برای اینکار دادهام.» پس آن شب یعقوب با او همبستر شد. Veja o Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده16 و وقت عصر، چون یعقوب از صحرا میآمد، لیه به استقبال او بیرون شده، گفت: «با من بخواب، زیرا که تو را به مِهر گیاه پسر خود اجیر کردم.» پس آن شب با او همخواب شد. Veja o Capítulo |