۲سموئیل 20:12 - هزارۀ نو12 عَماسا در میان جاده در خون خود غلتیده بود. چون آن مرد دید که همۀ لشکریان ایستادهاند، عَماسا را از میان جاده به کشتزاری کشید و جامهای بر او افکند، زیرا دید هر که نزدش میآید، میایستد. Veja o CapítuloPersian Old Version12 و عماسا در میان راه در خونش میغلطید، وچون آن شخص دید که تمامی قوم میایستند، عماسا را از میان راه در صحرا کشید و لباسی بر اوانداخت زیرا دید که هرکه نزدش میآید، میایستد. Veja o Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر12 عماسا در وسط راه غرق در خون افتاده بود. آن سردار وقتی دید عدهٔ زیادی دور جنازهٔ عماسا حلقه زدهاند و به آن خیره شدهاند، جسد را از میان راه برداشت و آن را به صحرا برد و پوششی بر آن انداخت. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید12 عماسا غرق در خون، در سر راه افتاده بود. وقتی یکی از مردان یوآب دید که جمعیّتی به دور جسد او ایستادهاند و تماشا میکنند، عماسا را از سر راه برداشته در صحرا انداخت و جنازهٔ او را با رویاندازی پوشاند. Veja o Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳12 عَماسا غرق در خون، در سر راه افتاده بود. وقتی یکی از مردان یوآب دید که جمعیّتی به دور جسد او ایستادهاند و تماشا میکنند، عَماسا را از سر راه برداشته در صحرا انداخت و جنازۀ او را با رویاندازی پوشاند. Veja o Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده12 و عَماسا در ميان راه در خونش میغلطيد، و چون آن شخص ديد که تمامی قوم میايستند، عَماسا را از ميان راه در صحرا کشيد و لباسی بر او انداخت، زيرا ديد که هر که نزدش میآيد، میايستد. Veja o Capítulo |