غزل غزلها 5:5 - هزارۀ نو5 برخاستم تا در بر دلدادهام بگشایم؛ از دستم مُر بر دستگیرۀ در چِکید، و از انگشتانم مُرِ مایع. Zie het hoofdstukPersian Old Version5 من برخاستم تادر را به جهت محبوب خود باز کنم، و از دستم مرو از انگشتهایم مر صافی بر دسته قفل بچکید. Zie het hoofdstukکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر5 برمیخیزم تا در را به روی او بگشایم. وقتی دست بر قفل مینهم، انگشتانم به عطر مُر آغشته میگردد. Zie het hoofdstukمژده برای عصر جدید5 برخاستم تا در را برایش باز کنم. دستانم به مُر آغشته بود. از انگشتانم مُر میچکید، هنگامیکه قفل را به دست گرفتم. Zie het hoofdstukمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳5 برخاستم تا در را برایش باز کنم. دستانم به مُرّ آغشته بود، و از انگشتانم مُرّ مایع میچکید، هنگامیکه دستگیرهٔ در را به دست گرفتم. Zie het hoofdstukکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده5 من برخاستم تا در را به جهت محبوب خود باز کنم، و از دستم مُر و از انگشتانم مُر صافی بر دسته قفل بچکید. Zie het hoofdstuk |