۲پادشاهان 4:39 - هزارۀ نو39 پس یکی از ایشان به صحرا رفت تا سبزی بچیند، و درختی خودرو مانند درخت مو یافت و میوۀ آن را چیده، دامن ردای خود را از آن پر کرد. سپس آمده، آنها را خُرد کرد و در دیگِ آش ریخت، و کسی نمیدانست آن میوهها چیست. Zie het hoofdstukPersian Old Version39 و کسی به صحرا رفت تا سبزیها بچیند و بوته بری یافت وخیارهای بری از آن چیده، دامن خود را پرساخت و آمده، آنها را در دیگ آش خرد کردزیرا که آنها را نشناختند. Zie het hoofdstukکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر39 یکی از انبیا به صحرا رفت تا سبزی بچیند. او مقداری کدوی صحرایی با خود آورد و بدون آنکه بداند سمی هستند آنها را خرد کرده، داخل دیگ ریخت. Zie het hoofdstukمژده برای عصر جدید39 یکی از آنها برای آوردن سبزی به صحرا رفت و بوتهٔ وحشی کدو یافت و دامن خود را از کدو پر کرد و آمد و آنها را بدون آن که بداند چیست، خُرد کرد و در دیگ ریخت. Zie het hoofdstukمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳39 یکی از آنها برای آوردن سبزی به صحرا رفت و یک بوتۀ وحشی کدو یافت و دامن خود را از کدو پُر کرد و آمد و آنها را بدون آنکه بداند چیست، خُرد کرد و در دیگ ریخت. Zie het hoofdstukکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده39 و کسی به صحرا رفت تا سبزیها بچیند و بوته وحشی یافت و خیارهای وحشی از آن چیده، دامن خود را پر ساخت و آمده، آنها را در دیگ آش خرد کرد. و کسی نمیدانست که آنها چیست. Zie het hoofdstuk |