۲پادشاهان 1:9 - هزارۀ نو9 آنگاه پادشاه سرداری با پنجاه سربازش فرستاد تا او را بیاورند. ایلیا بر فراز تَلی نشسته بود. سردار نزد او رفت و گفت: «ای مرد خدا، پادشاه میفرماید: ”فرود آی!“» 장을 참조하십시오Persian Old Version9 آنگاه سردار پنجاهه را با پنجاه نفرش نزد وی فرستاد و او نزد وی آمد در حالتی که او بر قله کوه نشسته بود وبه وی عرض کرد که «ای مرد خدا، پادشاه میگوید به زیر آی؟» 장을 참조하십시오کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر9 پس سرداری را با پنجاه سرباز مأمور کرد تا او را بیاورند. آنها او را در حالی که روی تپهای نشسته بود پیدا کردند. آن سردار به ایلیا گفت: «ای مرد خدا، پادشاه دستور داده است همراه ما بیایی.» 장을 참조하십시오مژده برای عصر جدید9 آنگاه پادشاه سرداری را با پنجاه نفر از سپاهیانش نزد ایلیا فرستاد. او به راه افتاد و ایلیا را دید که بر تپّهای نشسته است و به او گفت: «ای مرد خدا، پادشاه امر کرده است که نزد او بروی.» 장을 참조하십시오مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳9 آنگاه پادشاه سرداری را با پنجاه نفر از سپاهیانش نزد ایلیا فرستاد. آن سردار به راه افتاد و ایلیا را دید که بر تپّهای نشسته است. به او گفت: «ای مرد خدا، پادشاه امر کرده است که نزد او بروی.» 장을 참조하십시오کتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده9 آنگاه پادشاه سردار پنجاهه را با پنجاه نفرش نزد ایلیا فرستاد و او نزد ایلیا آمد، در حالتی که او بر قله کوه نشسته بود. و به وی عرض کرد: «ای مرد خدا، پادشاه میگوید: ”زیر آی؟“» 장을 참조하십시오 |