مزامیر 36 - هزارۀ نومحبتت چه گرانقدر است برای سالار سرایندگان. مزمور داوود، خدمتگزار خداوند. 1 نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا میدهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست. 2 زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق میگوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است! 3 سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است. 4 حتی بر بستر خود طرح شرارت میریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمیگرداند. 5 خداوندا، محبتت تا به آسمانها میرسد و وفاداریت تا به ابرها. 6 عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگریات بهسان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات میبخشی. 7 خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنیآدم در سایۀ بالهایت پناه میجویند. 8 از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب میشوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان مینوشانی. 9 زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را میبینیم. 10 محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راستدلان. 11 مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند. 12 بنگر که شرارتپیشگان چگونه فرو افتادهاند؛ به خاک افکنده شدهاند و یارای برخاستنشان نیست! |
The Persian New Millennium Version © 2014, is a production of Elam Ministries. All rights reserved.
www.kalameh.com/shop
Elam Ministries