مزامیر 16 - هزارۀ نوجان مرا ترک نخواهی گفت غزل داوود. 1 خدایا، مرا محافظت فرما، زیرا که در تو پناه جُستهام. 2 خداوند را گفتم: «تویی خداوندگار من؛ جز تو مرا چیز نیکویی نیست!» 3 و اما مقدسینی که بر زمینند، آنانند والامرتبگانی که همۀ خوشی من در ایشان است. 4 غمهای کسانی که در پی خدایی دیگر میشتابند، بسیار خواهد شد؛ هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت و نامشان را بر زبان نخواهم آورد. 5 خداوندا، تویی نصیبِ مقرر و پیالۀ من؛ تو سهم مرا نگاه میداری. 6 حدود من به جاهای دلپذیر افتاده است؛ میراثی دلانگیز به من رسیده. 7 خداوند را که به من مشورت میدهد، متبارک میخوانم؛ شبانگاه نیز دلم مرا تأدیب میکند. 8 خداوند را همواره پیش روی خود میدارم. چون بر دست راست من است، جنبش نخواهم خورد. 9 از این رو دلم شادمان است و تمام وجودم در وجد؛ پیکرم نیز در امنیت ساکن خواهد بود. 10 زیرا جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد، و نخواهی گذاشت سرسپردۀ تو فساد را ببیند. 11 تو راه حیات را به من خواهی آموخت؛ در حضور تو کمال شادی است، و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد! |
The Persian New Millennium Version © 2014, is a production of Elam Ministries. All rights reserved.
www.kalameh.com/shop
Elam Ministries