امثال 9 - هزارۀ نودعوت حکمت 1 حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است. 2 او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفرهاش را نیز آراسته است. 3 کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در میدهد: 4 «هر آن که سادهلوح است بدینجا بیاید!» و به کمعقلان، میگوید: 5 «بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیختهام، بنوشید. 6 سادهلوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.» 7 «هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بیحرمتی میرود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد میبیند. 8 تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت. 9 حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموختههایش افزون خواهد گشت. 10 «ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت. 11 زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید. 12 اگر حکیمی، خود از آن بهره خواهی برد؛ اگر تمسخرگری، خود به تنهایی زیان خواهی دید.» دعوت جهالت 13 بانو ’جهالت‘، یاوهگو است و سادهلوح، و هیچ نمیداند. 14 بر درِ خانۀ خود مینشیند، بر کرسیای در بالاترین نقطۀ شهر، 15 و رهگذران را ندا میدهد، آنان را که مستقیم به راه خود میروند: 16 «ای سادهلوحان، بدین سو آیید!» و به کمعقلان، گوید: 17 «آبِ دزدیده شیرین است؛ و نانی که پنهانی خورده شود، لذیذ.» 18 اما نمیدانند که مردگان، در آنجایند، و مهمانان او در اعماق گورند. |
The Persian New Millennium Version © 2014, is a production of Elam Ministries. All rights reserved.
www.kalameh.com/shop
Elam Ministries