ایّوب 17 - هزارۀ نو1 «روحم در هم شکسته، و روزهایم به سر آمده است؛ گور از برایم مهیاست. 2 براستی که تمسخرگران نزد منند، و چشم من بر کینهتوزیِ ایشان دوخته شده است. 3 «تمنا اینکه نزد خود برایم وثیقهای بگذاری، وگرنه کیست که برایم ضامن شود؟ 4 حال که دلشان را از فهم به دور داشتهای، پس نخواهی گذاشت که سربلند شوند. 5 آن که در ازای پاداش، از دوست خویش بد بگوید، چشمان فرزندانش تار خواهد شد. 6 «مرا نزد مردمان ضربالمثل ساخته است، و مانند کسی که به رویش آب دهان بیاندازند. 7 دیدگانم از غم تار شده، و اعضای بدنم جملگی چون سایهای گشته است. 8 صالحان به سبب این، حیران میمانند، و شخص بیگناه، خود را بر ضد خدانشناسان برمیانگیزد. 9 با این حال مرد پارسا راه خود را ثابتقدم پی میگیرد، و آن که دستش پاک است پیوسته قویتر میشود. 10 «اما همۀ شما، اکنون یک بار دیگر بکوشید، و با این همه، من در میانتان حکیمی نخواهم یافت. 11 روزهایم سپری گشته، نقشهها و آرزوهای دلم ناکام مانده است. 12 اینان شب را روز جلوه میدهند، و با وجود تاریکی میگویند، ”روشنایی نزدیک است“. 13 اگر امید داشته باشم که هاویه خانهام باشد، و اگر بستر خویش در تاریکی بگسترانم، 14 اگر به گور بگویم: ”تو پدر من هستی“، و به کِرم که: ”تو مادر و خواهر منی“، 15 پس امید من کجاست؟ و کیست که امید مرا ببیند؟ 16 آیا تا به دروازههای هاویه نزول خواهد کرد؟ آیا با هم در دل خاک فرو خواهیم رفت؟» |
The Persian New Millennium Version © 2014, is a production of Elam Ministries. All rights reserved.
www.kalameh.com/shop
Elam Ministries