۲تواریخ 18:33 - کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر33 اما تیر یکی از سربازان به طور تصادفی از میان شکاف زرهٔ اَخاب، به او اصابت کرد. اَخاب به ارابهران خود گفت: «ارابه را برگردان و مرا از میدان جنگ بیرون ببر، چون سخت مجروح شدهام.» See the chapterهزارۀ نو33 اما در این میان، کسی کمان خود را بیهدف برکشید و پادشاه اسرائیل را از میان درزی که در جامۀ رزمش بود، زد. پس پادشاه به ارابهران خود گفت: «بازگرد و مرا از میدان جنگ بیرون ببر، زیرا زخمی شدهام.» See the chapterPersian Old Version33 اما کسی کمان خود را بدون غرض کشیده، پادشاه اسرائیل را میان وصله های زره زد، و او به ارابه ران خود گفت: «دست خود را بگردان و مرا از لشکر بیرون ببرزیرا که مجروح شدم.» See the chapterمژده برای عصر جدید33 امّا برحسب اتّفاق سربازی کمان خود را کشید و تیری را رها کرد و تیر به دَرز زِرِه اخاب پادشاه خورد و اخاب به ارّابهران خود گفت: «من زخمی شدهام. بازگرد و مرا از میدان جنگ بیرون کن.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳33 برحسب اتّفاق، سربازی کمان خود را کشید و تیری را رها کرد و آن تیر به درز زِرِه اَخاب پادشاه خورد؛ پس اَخاب به ارّابهران خود گفت: «من زخمی شدهام. بازگرد و مرا از میدان جنگ بیرون ببر.» See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده33 اما کسی کمان خود را بیهدف کشیده، پادشاه اسرائیل را از میان وصلههای زرهاش زد. پس پادشاه به ارابهران خود گفت: «برگرد و مرا از میدان جنگ بیرون ببر، زیرا که مجروح شدهام.» See the chapter |