مکاشفه 8:13 - هزارۀ نو13 و همچنان که به نظاره ایستاده بودم، شنیدم لاشخوری در دل آسمان به بانگ بلند فریاد زد: «وای، وای، وای بر ساکنان زمین، که چیزی نمانده صدای شیپورهای آن سه فرشتۀ دیگر برخیزد.» See the chapterPersian Old Version13 و عقابی را دیدم و شنیدم که دروسط آسمان میپرد و به آواز بلند میگوید: «وای وای وای بر ساکنان زمین، بسبب صداهای دیگرکرنای آن سه فرشتهای که میباید بنوازند.» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر13 همچنانکه غرق تماشا بودم، عقابی دیدم که در وسط آسمان پرواز میکند و به آواز بلند میگوید: «وای، وای، وای به حال اهالی زمین، زیرا اکنون آن سه فرشتهٔ دیگر نیز شیپور خود را به صدا در خواهند آورد.» See the chapterمژده برای عصر جدید13 آنگاه من عقابی را دیدم كه در آسمان پرواز میکرد و با صدای بلند میگفت: «وای، وای، وای بر ساكنان زمین، زیرا كه هماكنون سه فرشتهٔ دیگر شیپورهای خود را خواهند دمید.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳13 آنگاه من عقابی را دیدم که در آسمان پرواز میکرد و با صدای بلند میگفت: «وای، وای، وای بر ساکنان زمین، زیرا که هماکنون سه فرشتۀ دیگر در شیپورهای خود خواهند دمید.» See the chapterکتاب مقدس به زبان بندری13 بعد مِه نگاه اُمکه، و مِشنُت که یه عقاب همطو که میون آسَمُن پرواز شَکِه وا صدای بلند اَگِت: «وُی، وُی، وُی بِی اُشُویی که رو زمین زندگی اَکُنِن، چیزی نَمُندِن که سه تا فرشته دگه شیپورُ خو وا صدا در بیارِن.» See the chapter |