مَرقُس 9:7 - هزارۀ نو7 آنگاه ابری آنها را در بر گرفت و ندایی از ابر در رسید که، «این است پسر محبوبم، به او گوش فرا دهید.» See the chapterPersian Old Version7 ناگاه ابری بر ایشان سایه انداخت و آوازی از ابردررسید که «این است پسر حبیب من، از اوبشنوید.» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر7 اما در همان حال، ابری بالای سرشان سایه افکند و ندایی از آن در رسید که «این است پسر عزیز من؛ به او گوش فرا دهید.» See the chapterمژده برای عصر جدید7 در آن وقت ابری ظاهر شد و بر آنها سایه افكند. از آن ابر ندایی آمد كه میگفت: «این پسر عزیز من است به او گوش بدهید.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳7 در آنوقت ابری ظاهر شد و بر آنها سایه افکند. از آن ابر ندایی آمد که میگفت: «این است پسر عزیز من؛ به او گوش بدهید.» See the chapterکتاب مقدس به زبان بندری7 اُغایه یه ابر رو اُشُ سایه ایکردُندُ و صدایی اَ ابر در هُند که، ایگو: «ایین پُس عزیزُم، به اُ گوش هادِین.» See the chapter |