مَتّی 20:30 - هزارۀ نو30 در کنار راه، دو مرد کور نشسته بودند. چون شنیدند عیسی از آنجا میگذرد، فریاد برآوردند: «سرورِ ما، ای پسر داوود، بر ما رحم کن!» See the chapterPersian Old Version30 که ناگاه دومرد کور کنار راه نشسته، چون شنیدند که عیسی در گذر است، فریاد کرده، گفتند: «خداوندا، پسرداودا، بر ما ترحم کن!» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر30 در همین هنگام، دو کور که کنار جاده نشسته بودند، چون شنیدند که عیسی از آنجا میگذرد، صدای خود را بلند کرده، فریاد زدند: «ای سَروَر ما، ای پسر داوود، بر ما رحم کن!» See the chapterمژده برای عصر جدید30 در كنار راه دو نفر كور نشسته بودند و چون شنیدند كه عیسی از آنجا میگذرد فریاد زده گفتند: «ای آقا، ای پسر داوود، بر ما رحم كن.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳30 در کنار راه دو نفر کور نشسته بودند، و چون شنیدند که عیسی از آنجا میگذرد، فریاد زده میگفتند: «ای آقا، ای پسر داوود، بر ما رحم کن!» See the chapterکتاب مقدس به زبان بندری30 سر راه، دو تا مرد کور نِشتَرِن. وختی شُشنُت که عیسی اَ اُجا رد اِبودِن، جار شُزَه: «سرورُمُ، ای پُسِ داوود پادشاه، به ما رحم بُکن!» See the chapter |