مَتّی 15:22 - هزارۀ نو22 روزی زنی کنعانی از اهالی آنجا، نزدش آمد و فریادکنان گفت: «سرور من، ای پسر داوود، بر من رحم کن! دخترم سخت دیوزده شده است.» See the chapterPersian Old Version22 ناگاه زن کنعانیهای از آن حدود بیرون آمده، فریادکنان وی را گفت: «خداوندا، پسر داودا، بر من رحم کن زیرا دختر من سخت دیوانه است.» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر22 در آنجا یک زن کنعانی نزد او آمد و التماسکنان گفت: «ای سَروَرِ من، ای پسر داوود، به من رحم کنید! دختر من سخت گرفتار روحی پلید شده است. روح یک لحظه او را راحت نمیگذارد.» See the chapterمژده برای عصر جدید22 یک زن كنعانی كه اهل آنجا بود، نزد عیسی آمد و با صدای بلند گفت: «ای آقا، ای فرزند داوود، به من رحم كن، دخترم سخت گرفتار دیو شده است.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳22 زنی کنعانی که اهل آنجا بود، نزد عیسی آمد و با صدای بلند گفت: «ای آقا، ای فرزند داوود، به من رحم کن! دخترم سخت گرفتار دیو شده است.» See the chapterکتاب مقدس به زبان بندری22 یه زن کَنعونی که مالِ اُ منطکه هَستَه، حد عیسی هُند و وا گیریک ایگو: «سرورُم، ای پُس داوود پادشاه، به مه رحم بُکُن! دُهتُم زارِ بدی ایشَه.» See the chapter |