لوقا 18:39 - هزارۀ نو39 کسانی که پیشاپیش جمعیت میرفتند، عتابش کردند و خواستند خاموش باشد. امّا او بیشتر فریاد برآورد که: «ای پسر داوود، بر من ترحم کن!» See the chapterPersian Old Version39 و هرچند آنانی که پیش میرفتند او را نهیب میدادند تا خاموش شود، او بلندتر فریاد میزد که پسر داودا بر من ترحم فرما. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر39 آنانی که پیشاپیش عیسی میرفتند، بر سرش فریاد زدند: «ساکت شو!» اما او صدایش را بلندتر میکرد که: «ای پسر داوود، به من رحم کن!» See the chapterمژده برای عصر جدید39 اشخاصی كه در جلو بودند به تندی با او حرف زده گفتند: «ساكت باش» امّا او هرچه بلندتر فریاد میکرد: «ای پسر داوود، به من رحم كن» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳39 اشخاصی که در جلو بودند به او پرخاش کرده گفتند: «ساکت باش!» امّا او هرچه بلندتر فریاد میزد: «ای پسر داوود، به من رحم کن!» See the chapterکتاب مقدس به زبان بندری39 کسوئی که جلو هَستَرِن نهیبی شُدا و بهش شُگُفت: ”چُپ بِزَن.“ ولی اُ بِشتِه غار ایزَه و ایگو: «ای پُسِ داوود پادشاه، به مه رحم بُکن!» See the chapter |