داوران 9:1 - هزارۀ نو1 روزی اَبیمِلِک پسر یِروبَّعَل نزد خویشان مادر خود به شِکیم رفته، به آنان و به تمامی طایفۀ خاندان مادرش چنین گفت: See the chapterPersian Old Version1 و ابیملک بن یربعل نزد برادران مادر خود به شکیم رفته، ایشان و تمامی قبیله خاندان پدر مادرش را خطاب کرده، گفت: See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر1-2 روزی ابیملک پسر جدعون برای دیدن خاندان مادرش به شکیم رفت و به ایشان گفت: «بروید و به اهالی شکیم بگویید که آیا میخواهند هفتاد پسر جدعون بر آنها پادشاهی کنند یا فقط یک نفر یعنی خودم که از گوشت و استخوان ایشان هستم؟» See the chapterمژده برای عصر جدید1 ابیملک، پسر جدعون نزد خویشاوندان مادر خود به شکیم رفت و همه را جمع کرده به آنها گفت: See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳1 اَبیمِلِک پسر جِدعون نزد خویشاوندان مادر خود به شِکیم رفت و همه را جمع کرده به آنها گفت See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده1 و اَبیمِلِک پسر یِروبّعَل نزد برادران مادر خود به شِکیم رفته، ايشان و تمامی طایفه خاندان پدر مادرش را خطاب کرده، گفت: See the chapter |