داوران 15:1 - هزارۀ نو1 پس از چندی، در موسم برداشت گندم، شَمشون با بزغالهای به دیدار زن خود رفت و گفت: «نزد زن خود به حجره در خواهم آمد.» ولی پدرِ زنش اجازه نداد شَمشون داخل شود See the chapterPersian Old Version1 و بعد از چندی، واقع شد که شمشون در روزهای درو گندم برای دیدن زن خود با بزغالهای آمد و گفت نزد زن خود به حجره خواهم درآمد. لیکن پدرش نگذاشت که داخل شود. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر1 پس از مدتی، در موقع درو گندم، سامسون بزغالهای به عنوان هدیه برداشت تا پیش زن خود برود. اما پدرزنش وی را به خانه راه نداد، See the chapterمژده برای عصر جدید1 بعد از مدّتی، در موسم درو گندم، سامسون برای دیدن زن خود رفت. او یک بُزغاله به عنوان هدیه، با خود برد و به پدر زن خود گفت: «میخواهم به اتاق زن خود بروم.» امّا پدر زنش به او اجازه نداد. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳1 بعد از مدّتی، در موسم دروی گندم، سامسون به دیدن زن خود رفت. او یک بُزغاله بهعنوان هدیه با خود برد و به پدرزن خود گفت: «میخواهم به اتاق زن خود بروم.» امّا پدرزنش به او اجازه نداد. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده1 و بعد از چندی، واقع شد که شَمشون در روزهای درو گندم برای ديدن زن خود با بزغالهای آمد و گفت: «نزد زن خود به حجره وارد خواهم شد.» ليکن پدرش نگذاشت که داخل شود. See the chapter |