اِشعیا 38:13 - هزارۀ نو13 تا بامدادان خویشتن را آرام ساختم؛ همچون شیر همۀ استخوانهایم را میشکند؛ روز و شب، مرا به پایان میرساند. See the chapterPersian Old Version13 تا صبح انتظارکشیدم. مثل شیر همچنین تمامی استخوانهایم رامی شکند. روز و شب مرا تمام خواهی کرد. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر13 تمام شب ناله و زاری میکردم، گویی شیری دندههایم را خرد میکرد؛ فکر میکردم خدا جانم را میگیرد. See the chapterمژده برای عصر جدید13 تمام شب از درد فریاد کشیدم، گویی شیری تمام استخوانهای مرا میشکست. فکر کردم خداوند به زندگیام پایان میدهد. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳13 تمام شب از درد فریاد کشیدم، گویی شیری تمام استخوانهای مرا خرد میکند. فکر کردم خداوند به زندگیام پایان داده است. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده13 تا صبح انتظار کشیدم. مثل شیر همچنین تمامی استخوانهایم را میشکند. روز و شب مرا تمام خواهی کرد. See the chapter |