Online Bible

- Advertisements -




پیدایش 27:1 - هزارۀ نو

1 و چون اسحاق پیر شد و چشمانش از تاری نمی‌توانست ببیند، پسر بزرگش عیسو را فرا خواند و به او گفت: «ای پسرم»، پاسخ داد: «لبیک!»

See the chapter Copy

Persian Old Version

1 و چون اسحاق پیر شد، و چشمانش از دیدن تار گشته بود، پسر بزرگ خودعیسو را طلبیده، به وی گفت: «ای پسر من!» گفت: «لبیک.»

See the chapter Copy

کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر

1 اسحاق پیر شده و چشمانش تار گشته بود. روزی او پسر بزرگ خود عیسو را فراخواند و به وی گفت: «پسرم.» عیسو پاسخ داد: «بله، پدرم.»

See the chapter Copy

مژده برای عصر جدید

1 اسحاق ‌پیر و نابینا شده‌ بود. پس‌ به ‌دنبال ‌پسر بزرگش ‌فرستاد و به ‌او گفت‌: «پسرم‌» او جواب ‌داد: «بله‌»

See the chapter Copy

مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳

1 اسحاق ‌پیر و چشمانش بسیار تار شده‌ بود. پس‌ به ‌دنبال ‌پسر بزرگش ‌عیسو فرستاد و به ‌او گفت: «پسرم» او جواب داد: «بله».

See the chapter Copy

کتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده

1 و چون اسحاق پیر شد، و چشمانش از دیدن تار گشته بود، پسر بزرگ خود عیسو را طلبیده، به او گفت: «ای پسر من!» گفت: «گوش به فرمانم.»

See the chapter Copy




پیدایش 27:1

Follow us:

Advertisements


Advertisements