پیدایش 24:63 - هزارۀ نو63 روزی هنگام غروب، اسحاق برای تفکر به صحرا رفته بود. او سر خود را بلند کرده، دید که اینک شترانی نزدیک میشوند. See the chapterPersian Old Version63 و هنگام شام، اسحاق برای تفکر به صحرا بیرون رفت، و چون نظر بالا کرد، دید که شتران میآیند. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر63 یک روز عصر هنگامی که در صحرا قدم میزد و غرق اندیشه بود، سر خود را بلند کرده، دید که اینک شتران میآیند. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده63 و هنگام شام، اسحاق برای تفکر به صحرا بیرون رفت و چون نظر بالا کرد، دید که شتران میآیند. See the chapter |