پیدایش 24:47 - هزارۀ نو47 از او پرسیدم: ”دخترِ که هستی؟“ گفت: ”دختر بِتوئیل، پسر ناحور که مِلکَه او را برای وی زایید.“ پس حلقه را در بینی او و دستبندها را بر دستانش نهادم. See the chapterPersian Old Version47 و از او پرسیده، گفتم: "تودختر کیستی؟" گفت: "دختر بتوئیل بن ناحور که ملکه، او را برای او زایید." پس حلقه را در بینی او، و ابرنجینها را بر دستهایش گذاشتم. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر47 «آنگاه از او پرسیدم: ”تو دختر که هستی؟“ «او به من گفت: ”دختر بتوئیل و نوه ناحور و مِلکه هستم.“ «من هم حلقه را در بینی او و النگوها را به دستش کردم. See the chapterمژده برای عصر جدید47 از او پرسیدم 'پدرت كیست؟' او جواب داد: 'پدر من بتوئیل پسر ناحور و مِلْكَه است.' سپس حلقه را در بینی او و دستبندها را در دستش كردم. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳47 از او پرسیدم 'دختر چه کسی هستی؟' او جواب داد، 'من دختر بِتوئیل پسر ناحور و مِلْکَه هستم.' آنگاه حلقه را در بینی او و دستبندها را در دستش کردم. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده47 و از او پرسیده، گفتم: "تو دختر کیستی؟" گفت: "دختر بتوئیل، پسر ناحور که مِلکه، او را برای وی زایید." پس حلقه را در بینی او و دستبندها را بر دستهایش گذاشتم. See the chapter |