حزقیال 8:8 - هزارۀ نو8 آنگاه مرا گفت: «ای پسر انسان، دیوار را بِکَن.» و چون دیوار را کَندم، اینک مدخلی در آنجا بود. See the chapterPersian Old Version8 و او مرا گفت: «ای پسر انسان دیوار را بکن.» و چون دیوار راکندم، اینک دروازهای پدید آمد. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر8 گفت: «حالا دیوار را بکن!» دیوار را کندم تا به در اتاقی رسیدم. See the chapterمژده برای عصر جدید8 به من گفت: «ای انسان فانی، دیوار را بکَن.» وقتی دیوار را کَندم، دروازهای پدیدار شد. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳8 به من گفت: «ای انسان فانی، دیوار را بکَن.» وقتی دیوار را کَندم، دروازهای پدیدار شد. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده8 و او مرا گفت: «ای پسر انسان، دیوار را بکَن.» و چون دیوار را کَندم، اینک دروازهای پدید آمد. See the chapter |