دانیال 8:17 - هزارۀ نو17 پس او نزدیکِ جایی که ایستاده بودم آمد، و چون آمد، هراسناک شده، به روی درافتادم. اما او مرا گفت: «ای پسر انسان، بدان که این رؤیا برای زمان آخر است.» See the chapterPersian Old Version17 پس او نزد جایی که ایستاده بودم آمد و چون آمد من ترسان شده، به روی خود درافتادم و او مرا گفت: «ای پسر انسان بدانکه اینرویا برای زمان آخر میباشد.» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر17 پس جبرائیل به طرف من آمد و من وحشت کردم و رو به زمین افتادم. او به من گفت: «ای انسان خاکی بدان که آنچه دیدی مربوط به زمان آخر است.» See the chapterمژده برای عصر جدید17 پس جبرائیل نزد من آمد، من ترسیدم و رو به زمین افتادم. او به من گفت: «ای انسان فانی، آن خوابی را که دیدی مربوط به زمان آخر است.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳17 پس جبرائیل نزد من آمد؛ من ترسیدم و رو به زمین افتادم. او به من گفت: «ای انسان فانی، آن خوابی که دیدی مربوط به زمان آخر است.» See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده17 پس او نزد جایی که ایستاده بودم، آمد و چون آمد من ترسان شده، به روی خود درافتادم و او مرا گفت: «ای پسر انسان، بدان که این رویا برای زمان آخر میباشد.» See the chapter |