۲سموئیل 18:22 - هزارۀ نو22 اَخیمَعَص پسر صادوق دوباره به یوآب گفت: «هر چه پیش آید، تمنا اینکه بگذاری من نیز از پی مردِ کوشی بدوم.» ولی یوآب پاسخ داد: «پسرم، چرا میخواهی بدوی؟ حال آنکه برای خبر تو مژدگانی نخواهد بود.» See the chapterPersian Old Version22 و اخیمعص بن صادوق، بار دیگر به یوآب گفت: «هرچه بشود، ملتمس اینکه من نیزدر عقب کوشی بدوم.» یوآب گفت: «ای پسرم چرا باید بدوی چونکه بشارت نداری که ببری؟» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر22 اما اخیمعص به یوآب گفت: «خواهش میکنم اجازه بده من هم بروم. هر چه میخواهد بشود.» یوآب جواب داد: «نه پسرم، لازم نیست بروی؛ چون خبر خوشی نداری که ببری.» See the chapterمژده برای عصر جدید22 اخیمعص باز به یوآب گفت: «خواهش میکنم بگذار که من هم به دنبال آن حبشهای بروم.» یوآب گفت: «فرزندم، حالا رفتن تو فایدهای ندارد، زیرا خبر بیشتری نیست که تو ببری.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳22 اَخیمَعَص باز به یوآب گفت: «خواهش میکنم بگذار که من هم بهدنبال آن حَبشهای بروم.» یوآب گفت: «فرزندم، حالا رفتن تو فایدهای ندارد، زیرا خبر بیشتری نیست که تو ببری.» See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده22 و اَخيمَعَص پسر صادوق، بار ديگر به يوآب گفت: «هر چه بشود، تمنا اينکه من نيز در پی کوشی بدوم.» يوآب گفت: «ای پسرم، چرا بايد بدوی؟ چونکه مژده نداری که ببري.» See the chapter |