۲پادشاهان 5:3 - هزارۀ نو3 روزی دخترک به بانوی خود گفت: «کاش سرورم نزد نبیای که در سامِرِه است میبود، تا از بیماری جذام شفایش دهد.» See the chapterPersian Old Version3 و به خاتون خود گفت: «کاش که آقایم در حضور نبیای که در سامره است، میبود که او را از برصش شفا میداد.» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر3 روزی آن دختر به بانوی خود گفت: «کاش آقایم به دیدن آن نبیای که در شهر سامره است، میرفت. او آقایم را از این مرض جذام شفا میداد.» See the chapterمژده برای عصر جدید3 او به بانوی خود گفت: «اگر سرورم نزد نبیای که در سامره است میبود، او میتوانست وی را از جذامش شفا دهد.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳3 او روزی به بانوی خود گفت: «اگر سرورم نزد نبیای که در سامره است میرفت، آن نبی میتوانست او را از جذامش شفا دهد.» See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده3 روزی دختر کنیز به بانوی خود گفت: «کاش که آقایم در حضور نبیای که در سامره است، میبود که او را از جذامش شفا میداد.» See the chapter |