۲پادشاهان 4:8 - هزارۀ نو8 روزی اِلیشَع به شونَم رفت. در آنجا زنی سرشناس به اصرار او را به طعام فرا خواند. از آن پس هرگاه اِلیشَع از آنجا میگذشت، برای صرف طعام در آن خانه توقف میکرد. See the chapterPersian Old Version8 و روزی واقع شد که الیشع به شونیم رفت ودر آنجا زنی بزرگ بود که بر او ابرام نمود که طعام بخورد و هرگاه عبور مینمود، به آنجا به جهت نان خوردن میل میکرد. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر8 روزی الیشع به شهر شونیم رفت. زن سرشناسی از اهالی شهر به اصرار او را برای صرف غذا به خانهاش دعوت کرد. از آن پس، الیشع هر وقت گذرش به آن شهر میافتاد، برای صرف غذا به خانهٔ او میرفت. See the chapterمژده برای عصر جدید8 روزی الیشع به شونیم رفت. در آنجا زن ثروتمندی زندگی میکرد. او با اصرار او را به غذا خوردن دعوت کرد. بعد از آن هرگاه به شونیم میرفت در آنجا غذا میخورد. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳8 روزی اِلیشَع به شونیم رفت. زن ثروتمندی که در آنجا زندگی میکرد، با اصرار اِلیشَع را به غذا خوردن دعوت کرد. بعد از آن هرگاه به شونیم میرفت، در آنجا غذا میخورد. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده8 و روزی واقع شد که اِلیشَع به شونیم رفت و در آنجا زنی دولتمند بود که بر او اصرار نمود که خوراک بخورد. از آن پس الیشَع هرگاه از آنجا عبور مینمود، به جهت نان خوردن به آنجا میرفت. See the chapter |