۲پادشاهان 18:37 - هزارۀ نو37 آنگاه اِلیاقیم پسر حِلقیا که رئیس امورِ دربار بود، و شِبنا کاتبِ دربار و یوآخِ وقایعنگار پسر آساف با جامههای دریده نزد حِزِقیا آمدند و سخنان نمایندۀ آشور را به او بازگفتند. See the chapterPersian Old Version37 پس الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنه کاتب و یوآخ بن آساف وقایع نگار با جامه دریده نزد حزقیا آمدند وسخنان ربشاقی را به او بازگفتند. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر37 سپس اِلیاقیم پسر حِلقیا، شبنا و یوآخ لباسهای خود را پاره کرده، نزد حِزِقیای پادشاه رفتند و آنچه را که فرماندهٔ قوای آشور گفته بود، به عرض او رساندند. See the chapterمژده برای عصر جدید37 آنگاه الیاقیم، شبنا و یوآخ با جامههای دریده نزد حزقیا رفتند و پیام فرماندهٔ نظامی را به او رساندند. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳37 آنگاه اِلیاقیم، شِبنا و یوآخ با جامههای دریده نزد حِزقیا رفتند و پیام فرماندۀ نظامی را به او رساندند. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده37 پس اِلیاقیم پسر حِلقیا که مباشر خانه بود و شِبنا کاتب و یوآخ پسر آساف وقایع نگار، با جامه دریده نزد حِزِقیا آمدند و سخنان رِبشاقی را به او باز گفتند. See the chapter |