۲تواریخ 25:18 - هزارۀ نو18 اما یِهوآش پادشاه اسرائیل برای اَمَصیا پادشاه یهودا پیغام فرستاده، گفت: «خاربوتهای در لبنان نزد سرو آزادی در لبنان فرستاده، گفت: ”دخترت را به پسر من به زنی بده،“ اما جانوری وحشی که در لبنان بود از آنجا گذشته، خاربوته را پایمال کرد. See the chapterPersian Old Version18 و یوآش پادشاه اسرائیل نزد امصیا پادشاه یهودا فرستاده، گفت: «شترخار لبنان نزد سروآزاد لبنان فرستاده، گفت: دختر خود را به پسر من به زنی بده. اما حیوان وحشی که در لبنان بود گذرکرده، شترخار را پایمال نمود. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر18 اما یهوآش پادشاه اسرائیل با این مَثَل جواب اَمَصیا پادشاه یهودا را داد: «روزی در لبنان، یک بوتهٔ خار به یک درخت سرو آزاد گفت: ”دخترت را به پسر من به زنی بده.“ ولی درست در همین وقت حیوانی وحشی از آنجا عبور کرد و آن خار را پایمال نمود. See the chapterمژده برای عصر جدید18 یهوآش پادشاه اسرائیل برای امصیا، پادشاه یهودا چنین پاسخ فرستاد: «روزگاری بوته خاری در لبنان برای درخت سدر چنین پیام فرستاد: دختر خود را به همسری پسر من درآور. ولی حیوانی وحشی که از آنجا میگذشت بوتهٔ خار را لگد مال کرد. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳18 یهوآش پادشاه اسرائیل به اَمَصیا، پادشاه یهودا چنین پاسخ داد: «روزی بوته خاری در لبنان برای درخت سدر چنین پیام فرستاد: دختر خود را به همسری پسر من درآور. ولی حیوانی وحشی که از آنجا میگذشت، بوتۀ خار را لگدمال کرد. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده18 و یوآش، پادشاه اسرائیل نزد اَمَصیا، پادشاه یهودا فرستاده، گفت: «بوته خاری در لبنان نزد سرو آزاد لبنان فرستاده، گفت: ”دختر خود را به پسر من به زنی بده.“ اما حیوانی وحشی که در لبنان بود، از آنجا گذر کرده، بوته خار را پایمال نمود. See the chapter |