۲تواریخ 24:22 - هزارۀ نو22 یوآش پادشاه، محبتی را که یِهویاداع پدر زکریا به وی کرده بود، به یاد نیاورد و پسر او را کشت. زکریا در حال مرگ گفت: «باشد که خداوند این را ببیند و بازخواست کند!» See the chapterPersian Old Version22 پس یوآش پادشاه احسانی را که پدرش یهویاداع، به وی نموده بود، بیاد نیاورد، بلکه پسرش را به قتل رسانید. و چون او میمرد، گفت: «خداوند این را ببیند و بازخواست نماید.» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر22 پس یوآش خوبیهای یهویاداع را فراموش کرد و پسرش را کشت. زکریا قبل از مرگش چنین گفت: «خداوند این را ببیند و از شما بازخواست کند.» See the chapterمژده برای عصر جدید22 یوآش پادشاه مهربانیهای یهویاداع، پدر زکریا را به یاد نیاورد، در عوض پسر او را کشت. هنگامیکه زکریا جان میداد، گفت: «باشد تا خداوند این را ببیند و از تو انتقام بگیرد!» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳22 یوآش پادشاه مهربانیهای یهویاداع، پدر زَکریا را نادیده گرفت، و در عوض پسر او را کُشت. هنگامیکه زَکریا جان میداد، گفت: «باشد تا خداوند این را ببیند و از تو انتقام بگیرد!» See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده22 پس یوآش پادشاه کار نیکی را که پدرش یِهویاداع، به او نموده بود، به یاد نیاورد، بلکه پسرش را به قتل رسانید. و چون او میمرد، گفت: «خداوند این را ببیند و بازخواست نماید!» See the chapter |