۱سموئیل 9:5 - هزارۀ نو5 چون به سرزمین صوف رسیدند، شائول به خادمی که همراهش بود گفت: «بیا تا بازگردیم، مبادا پدرم از فکر الاغها گذشته، دلواپس ما شود.» See the chapterPersian Old Version5 و چون به زمین صوف رسیدند، شاول به خادمی که همراهش بود، گفت: «بیا برگردیم مباداپدرم از فکر الاغها گذشته، به فکر ما افتد.» See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر5 سرانجام پس از جستجوی زیاد وقتی به صوف رسیدند، شائول به نوکرش گفت: «بیا برگردیم، الان پدرمان برای ما بیشتر نگران است تا برای الاغها!» See the chapterمژده برای عصر جدید5 وقتی به سرزمین صوف رسیدند، شائول به خادم همراه خود گفت: «بیا بازگردیم. ممکن است حالا پدرم الاغها را فراموش کرده و نگران ما شود.» See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳5 وقتی به سرزمین صوف رسیدند، شائول به خادم همراه خود گفت: «بیا بازگردیم، وگرنه ممکن است پدرم الاغها را فراموش کند و نگران ما بشود.» See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده5 و چون به زمين صوف رسيدند، شائول به خادمی که همراهش بود، گفت: «بيا برگرديم، مبادا پدرم از فکر الاغها گذشته، به فکر ما افتد.» See the chapter |