۱پادشاهان 22:49 - هزارۀ نو49 آنگاه، اَخَزیا پسر اَخاب به یَهوشافاط گفت: «بگذار خادمان من با خادمان تو در کشتیها بروند.» اما یَهوشافاط نپذیرفت. See the chapterPersian Old Version49 آنگاه اخزیا ابن اخاب به یهوشافاطگفت: «بگذار که بندگان من با بندگان تو در کشتیهابروند.» اما یهوشافاط قبول نکرد. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر49 آنگاه اخزیای پادشاه، پسر اَخاب به یهوشافاط پیشنهاد کرد تا دریانوردان او در کشتیها با کارکنان یهوشافاط همکاری کنند، ولی یهوشافاط قبول نکرد. See the chapterمژده برای عصر جدید49 آنگاه اخزیا، پسر اخاب به یهوشافاط گفت: «بگذار خادمان من با خادمان تو در کشتیها بروند.» امّا یهوشافاط نپذیرفت. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳49 آنگاه اَخَزیا پسر اَخاب به یِهوشافاط گفت: «بگذار خادمان من با خادمان تو در کشتیها بروند.» امّا یِهوشافاط نپذیرفت. See the chapterکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده49 آنگاه اَخَزیا پسر اَخاب به یِهوشافاط گفت: «بگذار که بندگان من با بندگان تو در کشتیها بروند.» اما یِهوشافاط قبول نکرد. See the chapter |