لوقا 24:29 - کتاب مقدس به زبان بندری29 ولی اُشُ خیلی بهش اصرار شُکِه و شُگُفت: «پهلومُ بُمون، چونکه هوا تار اِبودِن و غایه شُو نِزیکِن.» پَ عیسی داخل لَهَرشُ بو تا پهلوشُ بُمونِت. See the chapterهزارۀ نو29 آنها اصرار کردند و گفتند: «با ما بمان، زیرا چیزی به پایان روز نمانده و شب نزدیک است.» پس داخل شد تا با ایشان بماند. See the chapterPersian Old Version29 و ایشان الحاح کرده، گفتند که «با ما باش. چونکه شب نزدیک است و روز به آخر رسیده.» پس داخل گشته با ایشان توقف نمود. See the chapterکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر29 اما چون هوا کمکم تاریک میشد، آن دو مرد با اصرار خواهش کردند که شب را نزد ایشان بماند. پس عیسی به خانه ایشان رفت. See the chapterمژده برای عصر جدید29 امّا به او اصرار كردند: «نزد ما بمان چون غروب نزدیک است و روز تقریباً به پایان رسیده.» بنابراین عیسی وارد خانه شد تا نزد ایشان بماند. See the chapterمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳29 امّا به او اصرار کرده گفتند: «نزد ما بمان چون غروب نزدیک است و روز تقریباً به پایان رسیده.» بنابراین عیسی وارد خانه شد تا نزد ایشان بماند. See the chapter |