۲پادشاهان 9:25 - کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر25-26 ییهو به سردار خود، بِدقَر گفت: «جنازهٔ او را بردار و به داخل مزرعهٔ نابوت بینداز، زیرا یکبار که من و تو سوار بر ارابه، پشت سر پدرش اَخاب بودیم، خداوند این پیغام را به او داد: ”من در اینجا در مزرعهٔ نابوت تو را به سزای عملت خواهم رساند، زیرا نابوت و پسرانش را کشتی و من شاهد بودم.“ پس حال همانطور که خداوند فرموده است، او را در مزرعهٔ نابوت بینداز.» Se kapitletهزارۀ نو25 یِیهو به بِدقَر، سردار خود، گفت: «او را برگیر و در مزرعهای که از آنِ نابوتِ یِزرِعیلی بود، بیفکن. به یاد آور آنگاه که من و تو، بر ارابههایمان از پی پدرش اَخاب میتاختیم، خداوند این وحی را دربارۀ او فرموده بود: Se kapitletPersian Old Version25 و ییهو به بدقر، سردارخود گفت: «او را برداشته، در حصه ملک نابوت یزرعیلی بینداز و بیادآور که چگونه وقتی که من وتو با هم از عقب پدرش اخاب، سوار میبودیم، خداوند این وحی را درباره او فرمود. Se kapitletمژده برای عصر جدید25 ییهو به دستیار خود بدقَر گفت: «او را بردار و در کشتزار نابوت یزرعیلی بینداز. بهیاد بیاور هنگامیکه ما دوش به دوش در عقب اخاب پدر او سواره میآمدیم خداوند علیه او چنین گفت: Se kapitletمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳25 یِیهو به دستیار خود بدقَر گفت: «او را بردار و در کشتزار نابوت یزرعیلی بینداز. بهیاد بیاور هنگامیکه ما دوشبهدوش در عقب اَخاب پدر او سواره میآمدیم، خداوند علیه او چنین گفت: Se kapitletکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده25 ییهو به بدقَر، سردار خود گفت: «او را برداشته، در قسمت ملک نابوت یِزرِعیلی بینداز و به یاد آور که چگونه وقتی که من و تو با هم از عقب پدرش اَخاب میتاختیم، خداوند این وحی را درباره او فرمود. Se kapitlet |