نِحِمیا 2:2 - هزارۀ نو2 پس پادشاه از من پرسید: «چرا رویت چنین ملول است، حال آنکه بیمار نیستی؟ این چیزی جز ملالت دل نیست.» آنگاه بسیار هراسان شدم، Se kapitletPersian Old Version2 و پادشاه مرا گفت: «روی تو چرا ملول است با آنکه بیمار نیستی؟ این غیر از ملالت دل، چیزی نیست.» پس من بینهایت ترسان شدم. Se kapitletمژده برای عصر جدید2 پس شاهنشاه از من پرسید: «چرا چهرهٔ تو اندوهگین است؟ تو بیمار نیستی، بدون شک از اندوه بزرگی رنج میبری.» آنگاه هراسان شدم Se kapitletمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳2 پس شاهنشاه از من پرسید: «چرا چهرۀ تو اندوهگین است؟ تو که بیمار نیستی؛ پس بدون شک از اندوه بزرگی رنج میبری.» آنگاه هراسان شدم Se kapitletکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده2 و پادشاه مرا گفت: «روی تو چرا ملول است با آنکه بیمار نیستی؟ این غیر از ملالت دل، چیزی نیست.» پس من بینهایت ترسان شدم. Se kapitlet |