Online Bibel

- Annoncer -

۱پادشاهان 2 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


آخرین اندرزهای داوود به سلیمان

1 هنگامی‌که وفات داوود نزدیک شد، پسرش سلیمان را نزد خود خواند و آخرین دستورات خود را به او داد و چنین گفت:

2 «مرگ من فرارسیده است، قوی و دلیر باش.

3 و هرآنچه را که یَهْوه، خدایت به تو فرمان می‌دهد، انجام بده. از همۀ احکام و فرمان‌های او، همان‌طور که در شریعت موسی نوشته شده است پیروی کن تا به هرکجا که می‌روی و هرآنچه می‌کنی سعادتمند گردی.

4 اگر با‌دقّت و وفاداری و با تمام دل‌وجان از او پیروی کنی، خداوند وعده‌ای را که به من داده عملی خواهد کرد که فرزندان من بر اسرائیل حکومت کنند.

5 «همچنین به‌یاد آور که یوآب پسر صِرویَه با کشتن دو فرماندۀ نظامی ‌اسرائیل، اَبنیر پسر نیر و عَماسا پسر یِتِر، با من چه کرد؟ به‌یاد آور او چگونه آن‌ها را در زمان صلح به انتقام قتل در زمان جنگ کُشت و کمربندی را که بر کمر بسته بود و کفش‌هایی را که به پا داشت، با آن‌ها آلوده ساخت.

6 پس با حکمت عمل کن؛ نگذار او به مرگ طبیعی بمیرد.

7 «ولی با پسران بَرزِلّائی جِلعادی مهربان باش و از آن‌ها نگهداری کن، زیرا هنگامی‌که من از دست برادرت اَبشالوم می‌گریختم، آن‌ها به من مهربانی کردند.

8 «همچنین شِمعی پسر جیرای بنیامینی اهل بَحوریم را به‌یاد داشته باش که وقتی به مَحَنایِم رفتم، او بدترین دشنام‌ها را به من داد، امّا روزی که در رود اُردن به دیدنم آمد، قسم خوردم که او را نکُشم.

9 امّا تو نباید بگذاری او بی‌سزا بماند. تو می‌دانی با او چه‌کار باید بکنی؛ او را با موهای سفید غرقه‌به‌خون به‌ گور بفرست.»


وفات داوود

10 داوود درگذشت و در شهر داوود به خاک سپرده شد.

11 او مدّت چهل سال بر اسرائیل سلطنت کرد، هفت سال در حِبرون و سی و سه سال در اورشلیم.

12 سلیمان جانشین داوود پدر خود گشت و پادشاه شد، و قدرت سلطنت او استوار گردید.


مرگ اَدونیا

13 سپس اَدونیا پسر حَجیت نزد بِتشِبَع مادر سلیمان رفت. بِتشِبَع پرسید: «آیا به قصد صلح آمده‌ای؟» او پاسخ داد: «بلی.

14 درخواستی دارم.» بِتشِبَع پرسید: «چه می‌خواهی؟»

15 او پاسخ داد: «تو می‌دانی که من باید پادشاه می‌شدم و همه در اسرائیل منتظر به تخت نشستن من بودند، امّا چنین نشد، و خواست خدا بود که برادرم پادشاه گردد.

16 حالا من درخواستی دارم. خواهش می‌کنم آن‌ را رد نکنید» بِتشِبَع پرسید: «چه می‌خواهی؟»

17 او پاسخ داد: «چون می‌دانم سلیمان پادشاه درخواست تو را رد نمی‌کند، از سلیمان پادشاه درخواست کن تا اجازه بدهد که من با اَبیشَک دختر شونم ازدواج کنم.»

18 بِتشِبَع گفت: «بسیار خوب، من به پادشاه خواهم گفت.»

19 پس بِتشِبَع نزد سلیمان پادشاه رفت تا از طرف اَدونیا با او گفت‌وگو کند. پادشاه به استقبال مادر خود برخاست و در مقابل او تعظیم کرد. بعد بر تخت خود نشست و امر کرد تا یک تخت دیگر هم برای مادرش بیاورند که در دست راست او بنشیند.

20 آنگاه مادرش گفت: «من از تو خواهش کوچکی دارم و امیدوارم که آن‌ را رد نکنی.» پادشاه گفت: «خواهشت را بگو مادرم. البتّه هرچه بگویی قبول می‌کنم.»

21 بِتشِبَع گفت: «اجازه بده که اَبیشَک با برادرت، اَدونیا ازدواج کند.»

22 پادشاه پرسید: «چرا این خواهش را از من می‌کنی؟ اگر می‌خواهی که اَبیشَک را به او بدهم، در‌آن‌صورت بگو که سلطنت را هم به او تسلیم کنم، زیرا او برادر بزرگ من است. همچنین اَبْیاتار کاهن و یوآب، پسر صِرویَه، طرفدار او هستند.»

23 آنگاه سلیمان پادشاه به نام خداوند سوگند یاد کرده گفت: «خداوند مرا بکُشد، اگر این درخواست به قیمت جان اَدونیا تمام نشود.

24 خداوند مرا بر تخت سلطنت پدرم داوود استوار گردانید؛ او به قول خود وفا کرد و پادشاهی را به من و فرزندان من داد. من به خدای زنده سوگند یاد می‌کنم که اَدونیا امروز خواهد مرد!»

25 پس سلیمان پادشاه، بِنایا پسر یهویاداع را فرستاد و او اَدونیا را کشت.


تبعید اَبْیاتار و قتل یوآب

26 سپس پادشاه به اَبْیاتار گفت: «به مزرعه‌ات در عَناتوت برو. سزای تو مرگ است، امّا اکنون تو را نمی‌کشم، زیرا هنگامی‌که با پدرم داوود بودی، مسئولیّت صندوق پیمان خداوند را به عهده داشتی، و در سختی‌ها سهیم بودی.»

27 پس سلیمان اَبْیاتار را از مقام کاهن خداوند برکنار کرد و به‌این‌ترتیب آنچه که خداوند دربارۀ خاندان عیلی در شیلوه فرموده بود، به انجام رسید.

28 وقتی‌که یوآب از مرگ اَدونیا باخبر شد، به خیمۀ مقدّس فرار کرد، زیرا او طرفدار اَدونیا و علیه اَبشالوم بود و شاخ‌های قربانگاه را گرفت و در آنجا به بست نشست.

29 کسی به سلیمان خبر داد که یوآب به خیمۀ خداوند پناه برده و در کنار قربانگاه ایستاده است. سلیمان بِنایا پسر یهویاداع را فرستاد و گفت: «برو و او را بکُش.»

30 بِنایا به خیمۀ مقدّس داخل شد و گفت: «پادشاه امر کرده است که بیرون بیایی.» یوآب گفت: «خیر، می‌خواهم در همین‌جا بمیرم.» بِنایا برگشت و نزد پادشاه رفت و گفت که یوآب چطور جواب داده است.

31 پادشاه گفت: «برو هرچه یوآب می‌گوید بکن. او را بکُش و دفنش کن تا گناه خونی را که ریخته است از گردن من و خاندان داوود دور شود.

32 خداوند یوآب را برای قتل‌هایی که بدون اطّلاع پدرم داوود مرتکب شده است، مجازات خواهد کرد. یوآب دو بی‌گناه را که از خود او شریف‌تر بودند، یعنی اَبنیر پسر نیر، فرماندۀ لشکر اسرائیل و عَماسا پسر یِتِر، فرماندۀ لشکر یهودا را کُشت.

33 خون آن‌ها تا ابد به گردن یوآب و فرزندانش خواهد بود، امّا خداوند همیشه به خاندان داوود که جانشین او هستند، سلامتی عطا خواهد کرد.»

34 پس بِنایا پسر یِهویاداع به قربانگاه رفت و یوآب را کشت و جسدش را در خانۀ خود او که در صحرا بود، دفن کرد.

35 سپس پادشاه، بِنایا را به‌جای یوآب به‌عنوان فرماندۀ سپاه و صادوق کاهن را به‌جای اَبْیاتار گماشت.


مرگ شِمعی

36 آنگاه پادشاه، شِمعی را به حضور خود خوانده به او گفت: «اینجا در اورشلیم خانه‌ای برای خود بساز و در همین‌جا زندگی کن و شهر را ترک نکن.

37 اگر روزی شهر را ترک کنی و از وادی قِدرون بگذری، قطعاً کشته خواهی شد و خونت به گردن خودت خواهد بود.»

38 شِمعی پاسخ داد: «بسیار خوب، سرورم؛ من هرآنچه شما بگویید انجام خواهم داد.» پس از آن، او مدّتِ زیادی در اورشلیم زندگی کرد.

39 امّا بعد از سه سال، دو نفر از غلامان شِمعی گریختند و نزد اَخیش پسر مَعکَه، پادشاه جَت، رفتند. وقتی شِمعی باخبر شد که غلامانش در جَت هستند،

40 الاغ خود را پالان کرد و به جستجوی غلامان خود به جَت رفت و آن‌ها را دوباره به خانه آورد.

41 چون به سلیمان خبر دادند که شِمعی از اورشلیم به جَت رفته و برگشته است،

42 پادشاه، شِمعی را احضار کرد و به او گفت: «مگر من تو را به خداوند سوگند ندادم و تأکید نکردم که اگر از اورشلیم خارج شوی، کُشته خواهی شد؟ آیا تو موافقت نکردی و نگفتی، 'هرچه بگویی اطاعت می‌کنم؟'

43 پس چرا سوگندی را که به خداوند یاد کردی، شکستی و از فرمان من سرپیچی کردی؟»

44 پادشاه همچنین گفت: «تو در قلب خود می‌دانی چه پلیدی‌هایی به پدرم داوود کردی؛ خداوند پلیدی‌های تو را به سر خودت خواهد آورد.

45 امّا او مرا برکت خواهد داد و تاج‌وتخت داوود برای همیشه استوار خواهم ماند.»

46 بعد بِنایا پسر یهویاداع به امر پادشاه بیرون رفت و شِمعی را کشت. به‌این‌ترتیب، سلیمان اساس یک سلطنتِ استوار را بنا نهاد.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Følg os:



Annoncer