داوران 15:2 - مژده برای عصر جدید2 او گفت: «من فکر کردم که تو از او بدت میآید، پس او را به رفیقت دادم. امّا خواهر کوچکتر او، از او هم زیباتر است، تو میتوانی با او ازدواج کنی.» Viz kapitolaهزارۀ نو2 و گفت: «براستی گمان میکردم که سخت از زنت بیزار شدهای، پس او را به ساقدوش تو دادم. آیا خواهر کوچکترش از او زیباتر نیست؟ تمنا اینکه او را در عوض بگیری.» Viz kapitolaPersian Old Version2 و پدرزنش گفت: «گمان میکردم که او رابغض مینمودی، پس او را به رفیق تو دادم، آیاخواهر کوچکش از او بهتر نیست؛ او را به عوض وی برای خود بگیر.» Viz kapitolaکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر2 و گفت: «من گمان میکردم تو از او نفرت داری، از این رو وی را به عقد ساقدوش تو درآوردم. اما خواهر کوچکش از او خیلی زیباتر است؛ میتوانی با او ازدواج کنی.» Viz kapitolaمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳2 او گفت: «من فکر کردم که تو از او متنفّر هستی؛ پس او را به دوستت دادم. امّا خواهر کوچکتر او، از او هم زیباتر است؛ تو میتوانی با او ازدواج کنی.» Viz kapitolaکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده2 پدر زنش گفت: «گمان میکردم که از او بدت آمد. پس او را به رفيق تو دادم. آيا خواهر کوچکش از او بهتر نيست؟ او را به عوض وی برای خود بگير.» Viz kapitola |