پیدایش 38:11 - مژده برای عصر جدید11 پس یهودا به عروسش تامار گفت: «تو به خانهٔ پدرت برگرد و همینطور بیوه بمان تا پسرم شیله بزرگ شود.» یهودا این را گفت چون میترسید مبادا شیله هم مثل برادرش بمیرد. پس تامار به خانهٔ پدرش رفت. Viz kapitolaهزارۀ نو11 آنگاه یهودا به عروسش تامار گفت: «در خانۀ پدرت بیوه بمان تا پسرم شیلَه بزرگ شود.» زیرا گفت: «مبادا او نیز همچون برادرانش بمیرد.» پس تامار رفت و در خانۀ پدرش ماند. Viz kapitolaPersian Old Version11 و یهودا به عروس خود، تامار گفت: «در خانه پدرت بیوه بنشین تا پسرم شیله بزرگ شود.» زیرا گفت: «مبادا او نیز مثل برادرانش بمیرد.» پس تامار رفته، در خانه پدر خود ماند. Viz kapitolaکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر11 یهودا به عروس خود تامار گفت: «به خانهٔ پدرت برو و بیوه بمان تا وقتی که پسر کوچکم شیله بزرگ شود. آن وقت میتوانی با او ازدواج کنی.» (ولی یهودا قلباً راضی به این کار نبود، چون میترسید شیله نیز مثل دو برادر دیگرش بمیرد.) پس تامار به خانۀ پدرش رفت. Viz kapitolaمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳11 آنگاه یهودا به عروسش تامار گفت: «تو به خانۀ پدرت برگرد و همینطور بیوه بمان تا پسرم شیلَه بزرگ شود.» یهودا این را گفت چون میترسید مبادا شیلَه هم مثل برادرش بمیرد. پس تامار به خانۀ پدرش رفت. Viz kapitolaکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده11 و یهودا به عروس خود تامار گفت: «در خانه پدرت بیوه بنشین تا پسرم شیله بزرگ شود.» زیرا گفت: «مبادا او نیز مثل برادرانش بمیرد.» پس تامار رفته، در خانه پدر خود ماند. Viz kapitola |