نِحِمیا 2:6 - هزارۀ نو6 پادشاه در حالی که شهبانو در کنارش نشسته بود، از من پرسید: «سفرت چقدر به طول خواهد انجامید و کی باز خواهی گشت؟» چون زمانی تعیین کردم، پادشاه را پسند آمد که مرا بفرستد. Viz kapitolaPersian Old Version6 پادشاه مرا گفت و ملکه به پهلوی او نشسته بود: «طول سفرت چه قدر خواهد بود و کی مراجعت خواهی نمود؟» پس پادشاه صواب دیدکه مرا بفرستد و زمانی برایش تعیین نمودم. Viz kapitolaکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر6 پادشاه در حالی که ملکه در کنار او نشسته بود، با رفتنم موافقت کرده، پرسید: «سفرت چقدر طول خواهد کشید و کی مراجعت خواهی کرد؟» من نیز زمانی برای بازگشت خود تعیین کردم. Viz kapitolaمژده برای عصر جدید6 شاهنشاه درحالیکه ملکه در کنارش نشسته بود از من پرسید که برای چه مدّت خواهم رفت و چهوقت بازخواهم گشت. و من به او پاسخ دادم و او با رفتن من موافقت کرد. Viz kapitolaمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳6 شاهنشاه درحالیکه ملکه در کنارش نشسته بود، از من پرسید که برای چه مدّت خواهم رفت و چهوقت بازخواهم گشت. وقتی من پاسخ دادم، او با رفتن من موافقت کرد. Viz kapitolaکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده6 پادشاه مرا گفت و ملکه به پهلوی او نشسته بود: «طول سفرت چه قدر خواهد بود و کی مراجعت خواهی نمود؟» چون زمانی برایش تعیین نمودم، پس پادشاه راضی شد که مرا بفرستد. Viz kapitola |