پیدایش 38:16 - هزارۀ نو16 یهودا که نمیدانست وی عروس خود اوست، نزد او به کنار راه رفت و گفت: «بیا تا به تو درآیم.» تامار پرسید: «مرا چه خواهی داد تا به من درآیی؟» Viz kapitolaPersian Old Version16 پس از راه به سوی او میل کرده، گفت: «بیا تابه تو درآیم.» زیرا ندانست که عروس اوست. گفت: «مرا چه میدهی تا به من درآیی.» Viz kapitolaکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر16 پس به کنار جاده به طرف او رفته، به او پیشنهاد کرد که با وی همبستر شود، غافل از این که عروس خودش میباشد. تامار به او گفت: «چقدر میخواهی به من بدهی؟» Viz kapitolaمژده برای عصر جدید16 پس نزد او رفت و خواست با او همخواب شود. یهودا نمیدانست كه آن زن عروس اوست. تامار پرسید: «چقدر میدهی تا با من همخواب شوی؟» Viz kapitolaمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳16 پس نزد او رفت و خواست با او همخواب شود. یهودا نمیدانست که آن زن عروس او است. تامار پرسید: «چقدر میدهی تا با من همخواب شوی؟» Viz kapitolaکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده16 پس از راه به سوی او میل کرده، گفت: «بیا تا با تو همخواب شوم.» زیرا ندانست که عروس اوست. گفت: «مرا چه میدهی تا با من همخواب شوی؟» Viz kapitola |