۲پادشاهان 20:1 - هزارۀ نو1 در آن ایام حِزِقیا بیمار و مُشرف به موت شد. اِشعیای نبی پسر آموص به عیادت او رفت و گفت: «خداوند چنین میفرماید: ”تدارک خانۀ خود ببین، زیرا که میمیری و زنده نخواهی ماند.“» Viz kapitolaPersian Old Version1 در آن ایام، حزقیا بیمار و مشرف به موت شد و اشعیا ابن آموص نبی نزدوی آمده، او را گفت: «خداوند چنین میگوید: تدارک خانه خود را ببین زیرا که میمیری و زنده نخواهی ماند.» Viz kapitolaکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر1 در آن روزها حِزِقیا سخت بیمار شد و نزدیک بود بمیرد. اشعیای نبی (پسر آموص) به عیادتش رفت و از جانب خداوند این پیغام را به او داد: «وصیتت را بکن، چون عمرت به آخر رسیده است؛ تو از این مرض شفا نخواهی یافت.» Viz kapitolaمژده برای عصر جدید1 در آن روزها حزقیا تا سرحد مرگ بیمار شد. اشعیای نبی، پسر آموص نزد او رفت و گفت: «خداوند میفرماید: کارهایت را سر و سامان بده، زیرا تو خواهی مرد و بهبود نخواهی یافت.» Viz kapitolaمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳1 در آن روزها حِزقیا تا سرحد مرگ بیمار شد. اِشعیای نبی پسر آموص نزد او رفته گفت: «خداوند میفرماید: کارهایت را سروسامان بده، زیرا تو بهبودی نخواهی یافت. خود را برای مرگ آماده کن.» Viz kapitolaکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده1 در آن روزها، حِزِقیا بیمار و مشرف به مرگ شد و اِشعیا پسر آموص نبی نزد وی آمده، او را گفت: «خداوند چنین میگوید: ”تدارک خانه خود را ببین، زیرا که میمیری و زنده نخواهی ماند.“» Viz kapitola |