۱پادشاهان 22:35 - هزارۀ نو35 در آن روز، جنگ بهشدّت ادامه یافت و پادشاه را در ارابهاش رو به سوی اَرامیان بر پا نگاه میداشتند، تا اینکه به وقت غروب بمرد. و خون زخمش بر کف ارابه ریخته بود. Viz kapitolaPersian Old Version35 و در آن روز جنگ سخت شد و پادشاه را در ارابهاش به مقابل ارامیان برپا میداشتند، و وقت غروب مرد و خون زخمش به میان ارابه ریخت. Viz kapitolaکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر35 جنگ به اوج شدت خود رسیده بود و اَخاب نیمه جان به کمک ارابهران خود رو به سوریها در ارابهٔ خود ایستاده بود و خون از زخم او به کف ارابه میریخت تا سرانجام هنگام غروب جان سپرد. Viz kapitolaمژده برای عصر جدید35 در آن روز جنگ شدّت گرفت و پادشاه را که در ارّابهاش در برابر سوریها برپا نگاهداشته بودند، در غروب مرد و خون زخمش در کف ارّابه جاری بود. Viz kapitolaمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳35 در آن روز جنگ شدّت گرفت و اَخاب پادشاه که در ارّابهاش در برابر سوریان برپا نگاهداشته شده بود، در غروب مرد و خون زخمش در کف ارّابه جاری بود. Viz kapitolaکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده35 و در آن روز جنگ سخت شد و پادشاه را در ارابهاش به مقابل اَرامیان برپا نگاه میداشتند تا اینکه به وقت غروب مرد و خون زخمش به میان ارابه ریخت. Viz kapitola |