پیدایش 24:45 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳45 قبل از اینکه دعای خود را تمام کنم، ربکا با کوزۀ آبی که بر دوش داشت، آمد و به سر چشمه رفت تا آب بردارد. به او گفتم، 'لطفاً به من آب بده تا بنوشم.' Viz kapitolaهزارۀ نو45 «پیش از آن که از گفتن این در دل خویش فارغ شوم، رِبِکا کوزه بر دوش بیرون آمد، و به چشمۀ پایین رفت و آب کشید، و من به او گفتم: ”لطفاً مرا بنوشان.“ Viz kapitolaPersian Old Version45 و من هنوز از گفتن این، در دل خود فارغ نشده بودم، که ناگاه، رفقه با سبویی بر کتف خود بیرون آمد، و به چشمه پایین رفت، تا آب بکشد. و به وی گفتم: "جرعهای آب به من بنوشان." Viz kapitolaکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر45 «هنوز دعایم تمام نشده بود که دیدم ربکا با سبویی بر دوش سر رسید و به سر چاه رفته، آب کشید و سبو را از آب پُر کرد. به او گفتم: ”کمی آب به من بده تا بنوشم.“ Viz kapitolaمژده برای عصر جدید45 قبل از اینکه دعای خود را تمام كنم، ربكا با كوزهٔ آبی كه بر دوش داشت آمد و به سر چشمه رفت تا آب بردارد. به او گفتم: 'لطفاً به من آب بده تا بنوشم.' Viz kapitolaکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده45 و من هنوز از گفتن این در دل خود فارغ نشده بودم که ناگاه رفقه، با کوزهای بر دوش خود بیرون آمد و به چشمه پایین رفت تا آب کشد. به او گفتم: "جرعهای آب به من بنوشان." Viz kapitola |