مزامیر 42 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳دعایی در دیار غربت سرودی از خاندان قورَح 1 چنانکه آهو برای نهرهای آب اشتیاق شدید دارد، همچنان، ای خداوند، جان من بِصَلئیل مشتاق تو است. 2 جان من تشنۀ خدا است، تشنۀ خدای زنده، که چه وقت بیایم و در حضور او باشم! 3 روز و شب گریه میکنم و اشکهایم تنها خوراک من هستند، دشمنانم همواره از من میپرسند: «خدای تو کجا است؟» 4 چون گذشته را بهیاد میآورم قلبم میشکند، که چگونه مردم را در روزهای عید به خانۀ خدا رهبری میکردم و فریاد شادی برمیآوردیم و سرود شکرگزاری میخواندیم. 5 ای جان من چرا اینقدر افسردهای؟ چرا اینقدر پریشان گشتهای؟ بر خدا امیدوار خواهم بود و یکبار دیگر او را حمد خواهم گفت، خدای من و نجاتدهندۀ من. 6 در این دیار غریب جانم افسرده است. بنابراین از سرزمین اُردن و کوههای حِرمون و مصغر تو را به یاد میآورم. 7 امواج خروشان غم از سر من گذشتهاند و توفانهای اندوه احاطهام کردهاند. 8 خداوندا، به هنگام روز، محبّت بیپایان خود را عطا فرما تا شبانگاه سرود شکرگزاری تو را بخوانم و به درگاه تو ای خدای حیاتبخش، دعا کنم. 9 به خدا که صخرهٔ من است میگویم: «مرا فراموش کردهای؟ چرا باید بهخاطر ظلم دشمنان در پریشانی به سر برم؟» 10 سخنان توهینآمیز آنها مانند زخمی کُشنده مرا آزار میدهد، وقتی همواره میپرسند: «خدای تو کجا است؟» 11 ای جان من چرا اینقدر افسردهای؟ چرا اینقدر پریشان گشتهای؟ بر خدا امیدوار خواهم بود، و یکبار دیگر او را حمد خواهم گفت، خدای من و نجاتدهندۀ من. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies