مزامیر 39 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳اعتراف شخص رنجدیده سرود داوود 1 به خود گفتم مواظب رفتار خود خواهم بود و مراقب زبانم، تا مرتکب گناه نشوم. در حضور مردمِ شریر دهان خود را بسته حرفی نخواهم زد. 2 گنگ و خاموش ایستادم؛ حتّی حرف خوب هم از زبانم شنیده نشد، امّا پریشانی من بیشتر میشد. 3 اضطراب بر من چیره شده بود، هرچه بیشتر فکر میکردم بیشتر مضطرب میشدم؛ سرانجام به زبان آمده گفتم: 4 «خداوندا، به من بگو چه وقت مرگم فرا میرسد؟ چند سال دیگر عمر خواهم کرد، و چه وقت زندگی من تمام خواهد شد؟» 5 عمرم را چقدر کوتاه کردهای! تمام سالهای عمرم در نظر تو فقط لحظهای است. بهراستی عمر انسان دمی بیش نیست، 6 و مانند سایه کوتاه و زودگذر است. بیهوده مضطرب و پریشان میشود. او ثروت میاندوزد، ولی نمیداند نصیب چه کسی خواهد شد. 7 اینک ای خداوند، به چه چیزی امیدوار باشم؟ امید من به تو است. 8 مرا از همهٔ گناهانم پاک نما، و مگذار اشخاص نادان مسخرهام کنند. 9 من سکوت میکنم و حرفی نخواهم زد، زیرا تو مرا به این روز گرفتار کردی. 10 بیش از این تنبیهم نکن، زیرا در اثر ضربههای دست تو نزدیک است هلاک شوم. 11 انسان را بهخاطر گناهش تأدیب و تنبیه میکنی؛ هرآنچه را که به آن دلبسته است، مانند پارچۀ بیدخورده از بین میبری. بلی، عمر انسان دمی بیش نیست. 12 خداوندا، به دعایم گوش بده، و درخواست کمکم را بشنو، و اشکهایم را نادیده مگیر! من نیز مانند اجداد خود در این دنیا مهمان و غریب هستم. 13 مرا به حال خود رها کن تا پیش از اینکه از این دنیا بروم، لحظهای روی شادی را ببینم. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies