Online Bible

- Reklamy -

مَتّی 17 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


تبدیل هیأت عیسی
( مرقس 9‏:2‏-13 ؛ لوقا 9‏:28‏-36 )

1 بعد از شش روز، عیسی، پطرس و یعقوب و یوحنا برادر یعقوب را برداشته به بالای کوهی بلند برد تا در آنجا تنها باشند.

2 در حضور آن‌ها هیأت او تغییر کرد؛ چهره‌اش مانند آفتاب درخشید و لباسش مثل نور سفید گشت.

3 در همین موقع شاگردان، موسی و الیاس را دیدند که با عیسی گفت‌وگو می‌کردند.

4 آنگاه پطرس به عیسی گفت: «خداوندا، چه خوب است که ما اینجا هستیم. اگر بخواهی من سه سایبان در اینجا می‌سازم: یکی برای تو، یکی برای موسی و یکی هم برای الیاس.»

5 هنوز سخن او تمام نشده بود که ابری درخشان بر آنان سایه افکند و صدایی از آن ابر شنیده شد که می‌گفت: «این است پسر عزیز من که از او بسیار خشنودم. به او گوش دهید.»

6 وقتی شاگردان این صدا را شنیدند، بسیار ترسیدند و با صورت به خاک افتادند.

7 آنگاه عیسی نزد آنان آمد و دست بر آنان گذاشته گفت: «برخیزید؛ دیگر نترسید.»

8 وقتی شاگردان چشمان خود را باز کردند، جز عیسی کس دیگری را ندیدند.

9 در‌حالی‌که از کوه پایین می‌آمدند، عیسی به آنان دستور داد تا روزی که پسر انسان پس از مردگان برخیزانیده نشده است، دربارۀ آنچه دیده‌اند به کسی چیزی نگویند.

10 شاگردان پرسیدند: «پس چرا علما می‌گویند باید اوّل پسر انسان بیاید؟»

11 عیسی پاسخ داد: «درست است، اوّل الیاس خواهد آمد و همه‌ چیز را اصلاح خواهد کرد.

12 امّا من به شما می‌گویم که پسر انسان آمده است و آنان او را نشناختند و آنچه خواستند با او کردند. پسر انسان نیز همین‌طور از دست ایشان رنج خواهد دید.»

13 در این وقت شاگردان فهمیدند که او دربارۀ یحیای تعمید‌دهنده صحبت می‌کند.


شفای مصروع
( مرقس 9‏:14‏-29 ؛ لوقا 9‏:37‏-43 الف)

14 وقتی‌که عیسی و شاگردان نزد مردم بازگشتند، مردی نزد عیسی آمد و در برابر او زانو زده

15 گفت: «ای آقا، بر پسر من رحم کن. او مبتلا به مرض صرع می‌باشد و دچار حمله‌های سختی می‌شود به‌طوری‌که بارها خود را در آب و آتش انداخته است.

16 او را نزد شاگردان تو آوردم، امّا آن‌ها نتوانستند او را شفا دهند.»

17 عیسی در جواب گفت: «مردم این زمانه چقدر بی‌ایمان و منحرف هستند! تا کی باید با شما باشم؟ و تا به کی باید شما را تحمّل کنم؟ او را نزد من بیاورید.»

18 پس عیسی دیو را نهیب داد و دیو از او خارج شد و آن پسر در همان لحظه شفا یافت.

19 بعدازاین واقعه، شاگردان عیسی آمده در خلوت از او پرسیدند: «چرا ما نتوانستیم آن دیو را بیرون کنیم؟»

20 عیسی جواب داد: «چون ایمان شما کم است! به‌یقین به شما می‌گویم که اگر به‌اندازۀ یک دانۀ خَردَل ایمان داشته باشید، می‌توانید به این کوه بگویید که از اینجا به آنجا منتقل شود و منتقل خواهد شد و هیچ‌چیز برای شما محال نخواهد بود. [

21 لیکن این نوع دیو جز به دعا و روزه بیرون نمی‌رود.]»


دوّمین پیشگویی مرگ و قیام
( مرقس 9‏:30‏-32 ؛ لوقا 9‏:43‏-45 )

22 هنگامی‌که آن‌ها هنوز در جلیل دور هم بودند، عیسی به ایشان گفت: «پسر انسان به‌زودی به دست مردم تسلیم می‌گردد

23 و آنان او را خواهند کشت ولی او در روز سوّم باز زنده خواهد شد.» و شاگردان بسیار غمگین شدند.


پرداخت مالیات معبدِ بزرگ

24 وقتی عیسی و شاگردان به کفرناحوم وارد شدند، کسانی‌ که مأمور دریافت مالیات برای معبدِ بزرگ بودند نزد پطرس آمده از او پرسیدند: «آیا استاد شما مالیات خاص معبدِ بزرگ را می‌پردازد؟»

25 پطرس گفت: «البتّه که می‌پردازد!» وقتی پطرس به خانه رفت، قبل از این‌که چیزی بگوید، عیسی به او گفت: «ای شمعون، به نظر تو پادشاهان جهان از چه کسانی باج و خراج می‌گیرند، از ملّت خود یا از بیگانگان؟»

26 پطرس گفت: «از بیگانگان.» عیسی فرمود: «دراین‌صورت خود ملّت معافند،

27 امّا برای این‌که این اشخاص را نرنجانم، برو و قلّابی به دریا بینداز؛ وقتی دهان اوّلین ماهی صید شده را باز کنی، سکّه‌ای در آن خواهی یافت. آن‌ را بردار و بابت مالیات من و خودت به آن‌ها بده.»

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy