لوقا 20 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳اختیارات عیسی ( متّی 21:23-27 ؛ مرقس 11:27-33 ) 1 یک روز وقتی عیسی مردم را در معبدِ بزرگ تعلیم میداد و مژدۀ نجات را به ایشان اعلام میکرد، سران کاهنان و علما به اتّفاق مشایخ یهود نزد او آمدند 2 و گفتند: «به ما بگو به چه اختیاری این کارها را میکنی؟ چه کسی به تو این اختیار را داده است؟» 3 عیسی به آنان پاسخ داد: «من هم از شما سؤالی دارم؛ به من بگویید 4 آیا تعمید یحیی از جانب خدا بود یا از جانب بشر؟» 5 آنها بین خود بحث کرده گفتند: «اگر بگوییم از جانب خدا بود، او خواهد گفت، 'چرا به او ایمان نیاوردید؟' 6 و اگر بگوییم: از جانب بشر، همۀ مردم ما را سنگسار خواهند کرد، چون یقین دارند که یحیی یک نبی بود.» 7 پس گفتند: «ما نمیدانیم از کجا بود.» 8 عیسی به ایشان گفت: «من هم به شما نمیگویم که با چه اختیاری این کارها را انجام میدهم.» مَثَل تاکستان و باغبانان ( متّی 21:33-46 ؛ مرقس 12:1-12 ) 9 عیسی به سخن خود ادامه داد و برای مردم مَثَلی آورده گفت: «مردی تاکستانی احداث کرد و آن را به باغبانان سپرد و به سفر درازی رفت. 10 در موسم انگور، غلامی را نزد باغبانان فرستاد تا سهم خود را از محصول تاکستان بگیرد. امّا آنها غلام را کتک زدند و دستخالی بازگردانیدند. 11 صاحب تاکستان غلام دیگری فرستاد. او را هم کتک زده با او بدرفتاری کردند و دستخالی برگردانیدند. 12 غلام سوّم را فرستاد. این یکی را هم زخمی کردند و بیرون انداختند. 13 پس صاحب تاکستان گفت، 'چه باید بکنم؟ پسر عزیز خود را میفرستم؛ شاید حرمت او را نگه دارند.' 14 امّا باغبانان وقتی او را دیدند، به یکدیگر گفتند، 'این وارث است؛ بیایید او را بکُشیم تا مِلک به خودمان برسد.' 15 پس او را از تاکستان بیرون انداخته کشتند. حالا صاحب تاکستان با آنان چه خواهد کرد؟ 16 او میآید و این باغبانان را میکشد و تاکستان را به دست دیگران میسپارد.» وقتی مردم این را شنیدند، گفتند: «خدا نکند!» 17 امّا او به ایشان نگاه کرده فرمود: «پس معنی این نوشته از کتب مقدّس چیست؟ 'آن سنگی که معماران رد کردند، اکنون سنگ سر زاویه شده است.' 18 هرکه بر آن سنگ بیفتد خرد خواهد شد و اگر آن سنگ بر کسی بیفتد، او را خُرد خواهد کرد.» پرداخت مالیات به قیصر ( متّی 22:15-22 ؛ مرقس 12:13-17 ) 19 علمای یهود و سران کاهنان میخواستند در همان لحظه او را دستگیر کنند چون پی بردند که مقصود آن مَثَل خود آنها است، امّا از مردم میترسیدند. 20 پس بهدنبال فرصت میگشتند. جاسوسانی به ظاهر حقجو را نزد او فرستادند تا حرفی از دهان او بربایند و از آن بهعنوان دستاویزی برای تسلیم او به دستگاه قضایی و حوزۀ اختیارات فرماندار رومی استفاده کنند. 21 جاسوسان از او پرسیدند: «ای استاد، ما میدانیم آنچه تو میگویی و تعلیم میدهی، درست و بهجا است. تو در مورد هیچکس تبعیض قائل نمیشوی، بلکه با راستی راه خدا را تعلیم میدهی. 22 آیا ما مجاز هستیم که به امپراتوری روم مالیات بدهیم یا نه؟» 23 عیسی به نیرنگ آنان پی برد و فرمود: 24 «یک سکّۀ نقره به من نشان بدهید. نقش و عنوان چه کسی روی آن است؟» جواب دادند: «قیصر.» 25 عیسی فرمود: «پس آنچه مال قیصر است به قیصر و آنچه مال خدا است به خدا بدهید.» 26 بهاینترتیب چون نتوانستند از سخنانش مدرکی علیه او در برابر مردم به دست آورند، حیرتزده از پاسخ او خاموش ماندند. رستاخیز مردگان ( متّی 22:23-33 ؛ مرقس 12:18-27 ) 27 بعد چند نفر از صدوقیان که منکر رستاخیز پس از مرگ بودند، جلو آمده و از او پرسیدند: 28 «ای استاد، موسی این دستور را برای ما نوشت: چنانچه مردی زنی بگیرد ولی بدون فرزند بمیرد، برادرش موظّف است آن زن را بگیرد تا برای برادر خود فرزندانی بیاورد. 29 زمانی هفت برادر بودند. اوّلی زنی گرفت و بدون فرزند مرد. 30 بعد دوّمی او را گرفت 31 و سپس سوّمی و همینطور هر هفت نفر مردند و هیچ فرزندی بهجا نگذاشتند. 32 بعد از همه، آن زن هم مرد. 33 در روز رستاخیز، او باید زن کدامیک باشد؟ چون هر هفت نفر با او ازدواج کرده بودند.» 34 عیسی در پاسخ فرمود: «زنان و مردان این دنیا ازدواج میکنند. 35 امّا کسانی که شایستۀ رسیدن به آن دنیا و رستاخیز از مردگان هستند، زن نمیگیرند و شوهر نمیکنند. 36 آنها دیگر نخواهند مُرد، زیرا مانند فرشتگان خواهند بود، و چون در رستاخیز شرکت دارند، فرزندان خدا هستند. 37 این که مردگان بار دیگر زنده میشوند مطلبی است که خود موسی در واقعۀ بوتۀ سوزان، آنجا که خداوند را خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب خطاب میکند، نشان داده است. 38 خدا، خدای مردگان نیست، بلکه خدای زندگان است، چون نزد او همۀ آنها زندهاند.» 39 سپس بعضی از علما گفتند: «ای استاد، عالی جواب دادی.» 40 و پس از آن دیگر جرأت نکردند که از او چیزی بپرسند. داوود و مسیح ( متّی 22:41-46 ؛ مرقس 12:35-37 ) 41 عیسی به ایشان فرمود: «چطور میتوان گفت که مسیح پسر داوود است؟ 42 چون خود داوود در کتاب زبور میگوید، 'خداوند به خداوند من فرمود: در دست راست من بنشین 43 تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم.' 44 باری، داوود او را 'خداوند' خطاب میکند، پس چطور او میتواند پسر داوود باشد؟» سرزنش علما ( متّی 23:1-36 ؛ مرقس 12:38-40 ) 45 عیسی در حضور همۀ مردم به شاگردان فرمود: 46 «از علما که دوست دارند با رداهای بلند به این سو و آن سو بروند و علاقۀ شدیدی به سلامهای احترامآمیز مردم در بازارها دارند و بهترین جاها را در کنیسهها و ضیافتها انتخاب میکنند، بر حذر باشید. 47 آنان مال بیوهزنها را میبلعند، حال آنکه محض خودنمایی دعاهای خود را طول میدهند. آنها شدیدترین کیفرها را خواهند دید.» |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies