ایّوب 32 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳اِلیهو صحبت میکند (32:1-37:24) 1 آن سه دوست ایّوب دیگر جوابی نداشتند که به او بدهند، زیرا او خودش را بیتقصیر میدانست. 2 آنگاه شخصی به نام اِلیهو، پسر بَرَکئیل بوزی، از خاندان رام، که در آنجا حاضر بود، خشمگین شد، چون ایّوب خود را بیتقصیر میدانست و خدا را متّهم میکرد. 3 او همچنین بر آن سه دوست ایّوب خشمگین بود، زیرا هرچند جواب درستی نداشتند تا ایّوب را قانع کنند که مقصّر است، او را محکوم میساختند. 4 اِلیهو تا آن لحظه صبر کرده بود و به ایّوب جوابی نداده بود، چون دیگران از او بزرگتر بودند، 5 ولی وقتی دید که آنها بیپاسخ ماندهاند، خشمگین شد. 6 پس اِلیهو فرزند بَرَکئیلِ بوزی رشتۀ سخن را به دست گرفته گفت: من جوان هستم و شما موسفید؛ بنابراین ترسیدم که اظهار عقیده کنم. اِلیهو: 7 به خود گفتم که شما پیرترید و باید از روی تجربۀ سالهای عمر خود با حکمت سخن بگویید. 8 امّا روحی که در انسان است، یعنی نَفَس قادر مطلق، به او فهم میبخشد؛ 9 سن و سال نیست که به ما حکمت میآموزد یا کمک میکند که بفهمیم چه چیزی درست است. 10 پس حالا به من گوش بدهید، تا نظر خود را برای شما بیان کنم. 11 من منتظر ماندم و بادقّت به سخنان و دلایل شما گوش دادم، 12 امّا هیچکدام از شما نتوانستید جواب قانعکنندهای به ایّوب بدهید و ثابت کنید که او گناهکار است. 13 نگویید که ما حکمت را دریافتهایم؛ تنها خدا میتواند ایّوب را مغلوب میسازد، نه انسان. 14 ایّوب با شما صحبت میکرد، نه با من. اگر با من صحبت میکرد، من به او آنطور که شما پاسخ دادید، جواب نمیدام. 15 ایّوب، آنها یگر جوابی ندارند و نه کلامی که به زبان بیاورند. 16 کنون چون آنها سکوت کردهاند، آیا باید من هم خاموش بنشینم و چیزی نگویم؟ 17 من میخواهم حرف خود را بزنم و عقیدۀ خود را بیان کنم، 18 زیرا حرفهای زیادی برای گفتن دارم و دیگر نمیتوانم صبر کنم. 19 دل من مثل مَشکِ شراب پُر و نزدیک به ترکیدن است. 20 تا حرف نزنم آرام نمیگیرم، پس باید حرف بزنم. 21 من از کسی طرفداری نمیکنم و از روی چاپلوسی حرف نمیزنم، 22 زیرا اگر تملّق و چاپلوسی کنم، خالقم به حیات من خاتمه میدهد. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies