Online Bible

- Reklamy -

ایّوب 30 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳

1 امّا اکنون آن‌هایی که از من جوان‌تر هستند، و من عار داشتم که پدرانشان با سگ‌های من از گلّه‌ام نگهبانی نمایند، مسخره‌ام می‌کنند.

2 از قدرت بازوی آن‌ها چه چیزی نصیب من می‌شود؟ آن‌ها همه قدرت خود را از دست داده‌اند.

3 آن‌ها از فرط فقر و گرسنگی به بیابان سوزان و متروک روی می‌آوردند؛

4 آن‌ها علف‌شوره می‌چینند و ریشهٔ شورگیاه غذای ایشان شده است.

5 از اجتماع رانده شده بودند و مردم با آن‌ها مانند دزدان رفتار می‌کردند.

6 در غارها و حفره‌ها زندگی می‌کردند و به صخره‌ها پناه می‌بردند.

7 مثل حیوان زوزه می‌کشیدند و در زیر بوته‌ها با هم جمع می‌شدند.

8 آن‌ها چون گروهی بی‌کاره و بی‌نام و نشان از اجتماع طرد شده‌ بودند.

9 اکنون آن‌ها می‌آیند و به من می‌خندند و مرا مسخره می‌کنند و یا به من نیشخند می‌زنند.

10 آن‌ها از من نفرت دارند و از من دوری می‌کنند؛ حتّی به صورتم آب دهان می‌اندازند.

11 چون خدا مرا رها کرده و بیچاره ساخته است، آن‌ها در حضورم لجام‌گسیخته شده‌اند.

12 فتنه‌گران از هر سو به من حمله کرده مرا فراری داده‌اند و اسباب هلاکت مرا مهیّا کرده‌اند.

13 راه مرا می‌بندند و به من آزار می‌رسانند و کسی نیست که آن‌ها را باز دارد.

14 ناگهان از هر طرف بر من هجوم می‌آورند و بر سر من می‌ریزند.

15 ترس و وحشت مرا فراگرفته، عزّت و آبرویم برباد رفته و سعادتم مانند ابر از بین رفته است.

16 اکنون جانم به لب رسیده و رنج‌های من پایانی ندارد.

17 شب‌ها استخوان‌هایم از شدّت درد در عذاب‌اند، و من لحظه‌ای آرام و قرار ندارم.

18 خداوند یقۀ مرا می‌گیرد و لباسم را دور من می‌پیچاند.

19 او مرا در گل‌ولای افکنده و در خاک و خاکستر پایمالم کرده است.

20 نزد تو، ای خدا، زاری و فریاد می‌کنم، امّا تو به من جواب نمی‌دهی. در حضورت می‌ایستم، ولی تو به من توجّه نمی‌نمایی.

21 تو با من بی‌رحمانه رفتار می‌کنی و با تمامی قدرت خود بر من جفا می‌نمایی.

22 مرا در میان تُندباد می‌اندازی و در مسیر توفان قرار می‌دهی.

23 می‌دانم که مرا به دست مرگ، یعنی به سرنوشتی که برای همۀ زندگان تعیین کرده‌ای، می‌سپاری.

24 چرا به کسی‌ که از پا افتاده و برای کمک التماس می‌نماید، حمله می‌کنی؟

25 آیا من برای کسانی‌ که در زحمت بودند، گریه نکردم و آیا به‌خاطر مردم مسکین و نیازمند، غصّه نخوردم؟

26 امّا به‌عوض خوبی، بدی دیدم و به‌عوض نور، تاریکی نصیبم شد.

27 دلم پریشان است و آرامی ندارم و با روزهای مشقّت‌آوری مواجه هستم.

28 ماتم‌کنان در عالم تاریکی، سرگردان هستم. در میان جماعت می‌ایستم و برای کمک فریاد می‌زنم.

29 هم‌نشین من شغال است و دوست من، شترمرغ.

30 پوست بدنم سیاه شده است و به زمین می‌ریزد؛ استخوان‌هایم از شدّت تب می‌سوزند.

31 صدای چنگ من به آوای غم تبدیل شده و از نی من، نوای ناله و صدای گریه می‌آید.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy